سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
231
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
سر مقدّس حسين ( ع ) قبل از اينكه به سوى يزيد در دمشق فرستاده شود براى انظار عمومى در كوفه به نمايش گذاشته شد . مدتى كه اسراء در سياهچال كوفه معطل شدند كاملا روشن نيست ولى به نظر مىرسد كه به سرعت ، اسراء و سرهاى شهيدان را به دمشق گسيل داشته باشند تا به خليفهء شام ارائه شوند . وقتى كه سر حسين ( ع ) و زنان و كودكان اسير در مقابل يزيد حاضر شدند ، تشريفات دربارى به همان فراوانى بارگاه ابن زياد انجام شد . زحر بن قيس كه كاروان را به عنوان نماينده ابن زياد هدايت مىكرد ، سخنرانى طولانى ايراد كرد و در آن به شرح چگونگى شهادت حسين ( ع ) و يارانش پرداخت و توضيح داد كه چگونه اجساد آنها را لگدمال كرده و براى خوراك كركسها گذاشتهاند . ( 55 ) بنا به بعضى روايات ، واكنش يزيد با ابن زياد متفاوت بود و اين يكى از عجلهاى كه حاكم ( ابن زياد ) در عمل كرده بود اظهار تاسف كرد . اين مطلب مغاير با همه گزارشهايى است كه در آن دستورات يزيد به حاكم مدينه و سپس ابن زياد را شرح مىدهد . يزيد به روشنى در اين دستورات ، حكم مىكند كه يا بايد از حسين ( ع ) و پيروانش بيعت گرفت و يا بيدرنگ او را گردن زد . گفتگويى كه بين يزيد ، زينب و على بن الحسين ( ع ) صورت گرفت و در آن خليفه آنان را سرزنش كرد و رفتار خشونتآميزى نسبت به ايشان روا داشت بر شك و ترديد خواننده نسبت به احساس ندامت يزيد كه به گفتهء بعضى انجام شده است ، مىافزايد . علاوه بر اين ، همچنانكه ابن كثير يكى از شاگردان شامى ابن تيميه كه معمولا با تشيع خصومت دارد ، خاطرنشان مىكند ، اگر يزيد واقعا احساس كرده بود كه حاكمش اشتباهى بدين بزرگى دربارهء حسين ( ع ) مرتكب شده است ، حد اقل اقدامى عليه او مىكرد . ولى ابن كثير مىگويد كه يزيد ، ابن زياد را از مقام خود خلع نكرد ، به هيچ نحو او را مجازات ننمود و يا حتى نامهاى انتقادآميز هم به خاطر زيادهروى در دستوراتش به او ننوشت ( 56 ) . اگر يزيد نسبت بدين واقعه اظهار پشيمانى كرده باشد بايد به خاطر ترس از واكنش و يا طغيان و شورش بخشى از جامعهء اسلامى باشد . در عين حال ، پس از مدت زمانى ، يزيد اسراء را آزاد كرد و آنها را به